Saturday, August 06, 2005



سخني با نويسندگان و مطبوعات كُردي


با تمامي فراز و نشيب ها و مشكلات اينك نشريات مختلفي در بين اقوام به زبان هاي مختلف منتشر مي شود كه اين مهم مي تواند بستر ساز آگهي هاي قومي و فرهنگي باشد . cطبوعاتي كه مي توانند بر انحصار مطبوعات تك زباني پايان دهند و گوي و ميدان رقابت ها و تفاوت ها را به گلستاني زيبا از گل هاي رنگارنگ مبدل سازند . نشريات تركي همچون وارليق با سابقه 27 ساله ، نويد آذربايجان ، ديلماج ، آذري ، ارمغان آذربايجان ، آراز ، اورمو سسي ، اورين ، توپراق و . . . به همراه دهها نشريه دانشجويي آذربايجان سسي ، چنلي ئيل ، اولكه ، دومان الدوز ، باخيش ، سونمز ، ايلدريم ، بيريك خزر ، بولود ، آنايورد ، دنيز ، تانسو ، ياشيل ، گونش ، چيچك و در حدود 90 نشريه ديگر در مناطق و استان هاي ترك نشين چاپ و منتشر مي شوند . در كردستان و مناطق ديگر كردنشين نشرياتي چون آسو ، آشتي ، روژمه لات ، پيام كردستان ، سيروان ، و نشريات دانشجويي نداي كردستان ،روانگه و. .. در بين تركمن ها نشرياتي همچون صحرا ، اولكام ، اترك ، بولاغ ( چشمه ) و در ميان عرب زبانان نشريات دانشجويي همچون اقلام ، طلبه و در ميان ترك هاي قشقائي نشريه ترك زبان اولكه ميز منتشر مي شوند .

در بين گستردگي و تعدد نشريات ترك زبان و جسارت و صحفات رنگي نشريات كردي دو ويژگي مهم به شمار مي روند . اما به قول يوسف بني طرف( فعال فرهنگي قومي عرب خوزستان ) نشريات اقوام غير فارس در كليت نشريات ايراني پايين تر از 10 درصد كل نشريات مي باشد كه از اين رقم 10 درصدي نصف آن به ترك ها و 5 درصد بقيه به كليه اقوام غير فارس يعني كرد ، عرب ، بلوچ ، ارامنه ، تعلق دارد واگر جمعيت ايران را70 ميليون درنظر بگيريم و جمعيت ترك زبان را 25 الي 30 ميليfن و كردها را 6 الي 7 ميليون و جمع عرب ها و بلوچ ها را به روي هم حدود 2 ميليون تخمين بزنيم و جمع بندي آمار قوميت ها را با نشريات منتشره مقايسه كنيم ، رقم دلگرم كننده اي را مشاهده نخواهيم كرد . از جمع نشريات كردي و تركي كه در حال انتشار هستند تقريباً نصف صفحات خود را به فارسي اختصاص مي دهند با اين حساب جمع نشريات قومي را به رقم 5 درصدي بايد تقليل بدهيم متأسفانه هيچكدام از اين نشريات روزانه و بصورت منظم هم چاپ نمي شوند . تقريباً هيچ نشريه اي به زبان تركي و كردي در رابطه با علوم و تخصص هاي فني ، چاپ و منتشر نمي شود . از بعد تيراژ نير نشريات قومي قابل قياس با نشريات فارسي زبان نمي باشند .

دو زبان تركي و كردي بدون حمايت دولت ساليان متمادي است كه مظلومانه به حيات خود ادامه مي دهند ، در مقابل زبان فارسي در سال 1314 به دستور رضاخان با حضور عناصر نژاد گرا و انحصار طلب و صاحب منصباني چون فروغي ، ملك الشعراي بهار ، فروزانفر ، رضازاده ، شفق ، سعيد نفسيي ، نصرالله تقوي و ابوالحسن فردي براي پالايش و صيانت و گسترش اين زبان و مقابله با زبان هاي قومي تشكيل و سالانه مبالغ كلاني از بودجه عمومي را به خود اختصاص داد اين درحالي بود كه فعالان و مدافعان زبان هاي تركي و كردي با تعقيب ، زندان و سوزاندن كتب و تبعيد و حتي كشتار مواجه بودند و امروز اگر متن هاي كردي و تركي به سختي خوانده مي شوند ،ثمره بيش از نيم قرن محروميت از تدريس اين زبان هاست . از ديدگاه يونسكو هر كسي كه نتواند به زبان مادري خود بخواند و بنويسد ، بي سواد محسوب مي شود و از اين نظر عمق فجايعي را كه رژيم پهلوي درحق ترك ها و كردها روا داشته است . به خوبي معلوم مي شود . تاريخ ميهن ما اين همه جنايت فرهنگي را حتي در قرون اوليه در رابطه با اقوام مختلف را بسان زمان پهلوي به ياد ندارد فروغي ها ، مستوفي ها ، قوام السلطنه ها ، اقبال آشتياني ها ، كسروي ها و . . . بدتر از ژنرال هاي پهلوي به قلع و غارت و كشتار زبان قوميت ها پرداختند . هر چند سرنگوني رژيم نژاد پرست پهلوي شرايط نويني را پيش روي فعالان فرهنگي اقوام كشور و تحولات مثبت بسياري را سبب شد .اما هنوز راه نرفته بسياري باقي مانده است.

گلايه دوستانه از مطبوعات كردي

متأسفانه در صفحات اكثر نشريات كردي نيشي تند و بعضاً غير دوستانه قلم را نسبت به حدود و سرزمين و زبان و فرهنگ آذربايجاني را مي توان مشاهده كرد . در صفحاتي از نشريات مختلف كردي با الگو برداري از لغات نژاد پرستان ، ملت ترك ايران را آذري مي نامند بايد به نويسندگان و فعالان قومي كرد گفت : آذري لغت مجهول و ضد تركي است و بوسيله كسروي و در راستاي خدمت به حاكمان وقت بر ترك زبانان اطلاق و تكرار شده است . مثلاً در هفته نامه ئاسو (تاريخ 12 دي ) باتيتري نسبتاً بزرگ ( توهم پان تور رانيسم ) در مقاله اي سراسر غير دوستانه و احساسي، نشريات آذربايجاني را به شبه روشنفكري و ايدلوژي هاي توتاليتر و فاشيستي متهم و افكار اين نشريات را ملهم از پان تركيست هاي تركيه اي همچون ضياگو كوك الب و آتاترك قلمداد و در ادامه نويسندگان و نشريات آذربايجاني را به بي خبري احساساتي و تازه كار بودن متهم مي كند ، بايد گفت كه همه آگاهان سياسي و فرهنگي ايران اعم از دوست ، دشمن و رقيب مي دانند آذربايجان در كليت جغرافيايي خود به عنوان دروازه اروپا و قفقاز و هم مرز بودن با شوروي سابق و عثماني سابق كه هر دو از امپراطوري هاي جهاني و قدرتمند بودند دروازه ورود افكار نوين به كليت ايران بوده است و صدها فعال سياسي حزبي ، فرهنگي صرف نظر از علايق جهاني ايدئولوژي از اين خطه ظهور كرده اند . حيدر خان عمواوغلو اولين مهندس برق در ايران و معروف به لنين آسيا ، سليمان ميرزا اسكندري از بنيانگذاران انديشه چپ در خاورميانه ، تقي اراني سر دبير مجله دنيا ، محمد تقي خان پسيان اولين خلبان ايراني ، صمد بهرنگي ، محمدحنيف نژاد بنيانگذار سازمان مجاهد خلق ، پروفسور عدل ، پروفسور هشترودي ، پروفسور حميد منطقي پدر روابط عمومي ايران ، صفر قهرمانيان با سابقه ترين زنداني سياسي جهان ، احمد كسروي صرف نظر از اهداف مغرض سياسي وي ، باغچه بان بنيانگذار مدارس كر و لالهاي ايران ، ميرزا حسن رشديه بنيانگذار مدارس كلاسيك و . . . و صدها روشنفكر روزنامه نگار و فعال فرهنگي در ادوار مختلف و چاپ دهها و صدها نشريه تركي و فارسي چه زمان مشروطيت پهلوي و بعد از انقلاب اسلامي همچون روزنامه شوراي ايران به مديريت سعيد سلماسي در سال 1286 تهران با مديريت ميرزا حسن تبريزي به سال 1288 و صدها نشريه و روزنامه ديگر كه در فرصت اين مقاله نمي باشد ، فقط نمونه كوچكي از فعاليت هاي فرهنگي و روزنامه نگاري فرزندان آذربايجان به شمار مي روند .

متأسفانه نويسنده مقاله » توهم پان تورانيسم « در نشريه ئاسو دوصفحه كتاب را حداقل براي افزودن به معلومات خود مطالعه نكرده اند . توجه نشريه ئاسو و نويسنده محترم اين مقاله و مقالات متشابه را به كتاب ( توقيف ) مطبوعات ايران درگذر زمان از2 . 12 هجري شمسي تا كنون - تأليف بيژن خاكپور - جلب مي كنم و اگر هم خواهان آمار و مشخصات بيش از 120 روزنامه تركي و آذربايجاني هستند مي توانند به كتاب ويژه نامه نشر دانشجويي آراز دانشگاه تبريز تأليف ناصر عليزاده رجوع كنند . اتهام تازه كار بودن به نشريات آذربايجاني كه عمري بالاي 150 سال دارند منصفانه به نظر نمي رسد مگر اينكه مطالعه و اطلاعات كم نگارنده را مد نظر بگيريم .

حتي نويسنده مقاله تو هم پان تورانيسم ، نويسنده يك مقاله كوتاه را كه شهر قروه و بيجار را شهرهايي با رنگ و بوي آذربايجاني و تركي قلمداد كرده بود را به پان تركيسم كه به لحاظ ماهوي داراي تفاوت هايي با پان تورانيسم است متهم نموده است . آيا به نظر نويسنده محترم اگر نويسنده ترك تباري در بررسي شهرهاي ترك زبان خارج از جغرافياي فعلي آذربايجان همچون آستارا ، فيروز آباد فارس ، بجنورد ، خراسان شمالي ، بيجار و قروه كردستان ، مينودشت مازندران ، گنبد گلستان ، شهريار و تهران و كرج و قزوين بپردازد پان توركيسم قلمداد مي شود ؟ آيا با اين حساب همفكران و دوستان شما كه دائم از كركوك عراق و قاميشلي سوريه مطلب مي نويسند ، يا اخبار كردستان تركيه را منعكس مي كنند پان كرديسم هستند ؟ اگر اينگونه است ، چطور نويسنده مقاله كساني را كه در مطبوعات سراسري و كتب هاي منتشره و برنامه هاي راديو و تلويزيوني دائم از سمرقند و بخارا و فارس زبانان افعاني و تاجيكي مي گويند را به پان فارسيسم و پان ايرانيسم متهم نمي كنند ؟ سرزمين كوچك قره باغ 10 سال است كه در خون و جنگ گرفتار است . جزيره كوچك قبرس به اصلي ترين مانع الحاق تركيه به اتحاديه اروپا مبدل شده است . اصلاً چرا بايد تمامي مناطق و كشورهايي كه به يك زبان حرف مي زنند بايد در يك جا متمركز شوند . زبان يكي از مؤلفه هاي هويت است امروز ترك ايراني به لحاظ مذهب لهجه تركي ، سنت ها با تركان سيبري و تركان منچوري چين تفاوت هاي اساسي دارند . مگر دولت هاي عربي كه كنار هم هستند از اينكه در يك حكومت منسجم نيستند . مشكلي دارند ؟ امروز ديگر پان تركيسم و هيچ پان ديگري مفهومي ندارد ؟

اگر پان تركيسمي وجود دارد . برود قره باغ اشغال شده را ازدست ارمني ها آزاد كند ، اگر پان تركيسمي حيات واقعي دارد ، برود سرزمين قفقاز خصوصاً چچن را نجات بدهد . اين نيروي اسرار آميز در كدامين مثلت برمودا كمين كرده است ؟ حتي نشريه هم وطن كرد ، من ايراني ترك تبار را به آن متهم مي كند اما اگر دقيقاً مي خواهيد پان گراها را بشناسيد به يك نكته توجه كنيم پان گرا آنهائي هستند كه همه امكانات اقتصادي ، فرهنگي ، مديريتي را براي يك نژاد و براي يك زبان مي خواهند ، آنهائي كه مدافع وضعيتي هستند كه فقط يك مليت بر تمامي شئونات جامعه حاكم باشد . آنهائي كه توجيه گر فقر مناطق مليت ها هستند براي شهرهاي دري زبان ازبكستان ( سمرقند ، بخارا) و محروميت آنها از تدريس ، اشك تمساح مي ريزند ، اما ميليون ها هم وطن خود را شهروند درجه 2 قلمداد كرد و به سبب آريايي تر نبودن با الفاظي همچون بيگانه ، خرده فرهنگ ، كوهي ، خشن ، غير اصيل از آنها نام مي برند . يك زبان را كه حوزه جمعي آن كمتر از 30 ميليون نفر است را عامل هويت 70 ميليون ايراني قلمداد مي كنند و اسمي از اسلام كه 70 ميليون ايراني به آن تعلق دارند را بر زبان نمي آورند ، به بهانه مخالفت با حمله اعراب به ايران ساساني ، به فرهنگ و زبان قوميت ها توهين مي كنند ، انتقام شكست نياكان خود را از هموطن فعلي طلب مي كنند . بر فاسد ترين امپراطوري غاصب يعني هخامنشيان و ساسانيان افتخار مي كنند .

نويسنده يك نشريه محلي در آذربايجان و كردستان كجا و پان تركيسم و پان كرديسم كجا . پان تركيسم خيالي ، واقعيت خارجي ندارد آنها فعالان آذربايجاني و كرد را با اين اوصاف مي خوانند تا كسي جرأت و شهامت افشاي ماهيت تماميت طلبان را نداشته باشد .

كرد و ترك با همه تفاوت هاي زباني ، داراي اشتراكاتي هستند كه به نوبه خود مي تواند مفيد باشد . زندگي در كشور مشترك در طي قرون متعادي، دين و درد هاي مشترك و آرمان هاي همسان آتاترك و سلطان محمد فاتح و سمكو ، چه اعمالي انجام داده اند ، فقط به درد تحقيق مي خورد . فرزندان و جوانان دو ملت همسايه بايد در استان و شهر خود و در مناطق مشترك در روستاي خود و حتي در ييلاق و قشلاق خود بي كينه و بي هواس از يكديگر با آسايش به كار تحصيل ، پيشرفت و سازندگي مشغول شوند فعالان و مطبوعات ترك و كرد در مواجه با مشكلات مشترك همفكري و همكاري را مد نظر قرار دهند . ادعاي اكثريت بودن در فلان منطقه يا شهر چيزي جز ايجاد تشويش و كينه نيست . خيال ها و حدسيت ها هميشه به واقعيت نزديك نيست ، در نشريه آشتي 29 فروردين 84 نويسنده اي در صفحه 7 از شيخ شهاب الدين سهروردي به عنوان فيلسوف كرد نام مي برد ،كه به نوبه خود از رويكرد مصادره شخصيت هاي آذربايجاني حكايت دارد .

در همان صفحه مقاله اي به قلم آقاي عثمان مزين مي نويسد ، كردها اگر در ايران اقليت زباني باشند در آذربايجان غربي در اقليت نيستند و به گواهي آمار واقعي معلوم نيست اين آمار واقعي در كجا است و كي بايد مشخص شود و در ادامه مي نويسد به علت بيشتر بودن جمعيت آذري ها در مركز استان ، مسئولين استان آذربايجان غربي در حق ملت كرد احجاف روا مي دارند و تمامي پست هاي مركز استان در دست افراد غير كرد است يعني در دست تركها است . بايد به اين قسمت از مقاله نويسنده محترم در رابطه با تركيب جمعيتي اروميه و آذربايجان غربي با آمارهاي موجود جوابگو بود اروميه مركز استان با جمعيتي در حدود 750 هزار نفر است تركيب شوراي شهر اروميه كه از 9 نفر تشكيل شده خود مبين تركيب واقعي جمعيت اين شهر است ( ! ! ؟) از 9 نفر عضو شوراي شهر اروميه 7 نفر ترك زبان و فقط 2 نفر كرد زبان مي باشند حال چگونه نويسنده مقاله مي تواند ادعاي خود را به اثبات برساند معلوم نيست .

اصلاً برادران كرد ما به واسطه مذهبي بودن هر كجا كه باشند مساجد متعددي را ساخته اند و شهرهاي كرد نشيني خصوصاً شهرهاي خود استان كردستان نشان دهنده اين ادعا است . اما در شهر اروميه به غير از يك مجسد كه در خيابان مهاباد بنا شده ، آيا مساجد ديگري كه دال بر جمعيت زياد كردها باشد وجود دارد ؟ (!! ) در صورتي كه مساجد ترك ها شايد به رقم 50 نيز برسد . نسبت فعلي كردها در اروميه يك پنجم جمعيت است و اما لهجه غليظ كردي كردهاي فعلي اروميه نشانگر مهاجرت تازه كردها مي باشد . چرا كه كردان بومي و قديمي اروميه كه شايد يك دهم جمعيت اصلي را تشكيل ندهند . به علت ضرورت زبان تركي را خيلي راحت و كمتر با لهجه تكلم مي كنند آمار بالاي ترك ها در ادارات گوياي برتري مطلق جمعيت ترك ها نسبت به كردها مي باشد نه اينكه انحصاري در ميان باشد .

همچنين در نشريه پيام كردستان شماره چهارم مقاله اي به قلم آقاي مسعود كردپور به چاپ رسيده است كه شامل ادعاي غير واقعي اكثريت بودن كردها در آذربايجان غربي است كه در سطور قبلي ضمن ارائه آمار استاني و بافت شوراي شهر اروميه و ديگر شهرهاي مورد بحث همچنين نقده با توجه به انتخاب نماينده اين شهر و حومه از ترك زبانان به مجلس شوراي اسلامي و اينكه با خوش بينانه ترين و حتي بدبينانه ترين آمار جمعيت ترك آذربايجان غربي از 2 برابر هموطنان كردمان بيشتر است اما كسي منكرنيست كه جنوب غربي استان آذربايجان اكثراً كردنشين است . همچنان كه شرق استان كردستان هم اقليت ترك نشين دارد بايد ياد آوري كرد تقسيمات مرسوم مثل جدا ساختن اردبيل و زنجان و حتي همدان از حدود نقشه هاي آذربايجان در بحث هاي فرهنگي ، زباني ، جمعيتي سنديت ندارد ، تقسيمات سياسي استان ها ممكن است هر از چند گاهي دچار تحول شود ، مثل تقسيم خراسان و يا الحاق طبس به يزد و يا موارد ديگر اما ايالت آذربايجان و يا آذربايجانات در حدود 10 ميليون نفر جمعيت دارد . كه شرق و غرب و ميانه آذربايجان و الفاظي از اين قبيل نمي تواند ملاك باشد . از جمعيت 10ميليوني آذربايجان 9 ميليون ترك زبان و درجنوب غربي ، غرب آذربايجان برادران كرد با جمعيتي در حدود يك ميليون هم استاني خوبي براي ترك زبانان بوده اند ( !‌) 20 ميليون ترك زبان ديگر در استان ها و مناطق غير آذربايجاني ساكن هستند . تهران بزرگترين شهر ترك نشين جهان است كه حتي آنكارا و استانبول و حتي باكو و سمرقند هم به اندازه تهران ترك زبان ندارد . اين مورد در مورد هم وطنان كرد هم صدق مي كند . هر چند كردستان مركزيت سياسي و اجتماعي كرد زبان ها است اما استان كرمانشاه و ايلام وشهرهاي مهاباد و بوكان شهرهاي مهم كردنشيني به شمار مي روند .

0 Comments:

Post a Comment

<< Home