Sunday, April 24, 2005

کوردوستان - آذربايجان حؤکومتلري دوستلوق و همکارليق قراردادي


کوردوستان ميللی حؤکومتی ايله آذربايجان ميللی حؤکومتی آراسيندا باغلانميش دوستلوق و صميمی همکارليق قراردادينين متنی

ماده ۱- لازم گوروندويو محللرده هر ايکی ملی حکومت آراسيندا نماينده مبادله سی اولسون٠

ماده ۲- آذربايجاندا اهاليسينين معين بير قسمی کوردلر اولان يئرلرده، دولتی اداره ايشلرينده کوردلردن، و کوردستاندا اهاليسينين معين قسمی آذربايجانليلار اولان يئرلرده، دولتی اداره ايشلرينده آذربايجانليلاردان دا اولاجاقدير٠

ماده ۳- هر ايکی ملتين مشترک اقتصادی موضوعلارينی حل ائتمک اوچون بير مختلط اقتصادی کوميسييون تشکيل وئرمک و بو کوميسييونون قرارلاری هر ايکی ملی حکومتين باشچيلارينين سعی ايله حياتا کئچيريلمه ليدير٠

ماده ٤- آذربايجان و کوردستان ملی حکومتلری آراسيندا نظامی همکارليق ياراتماق، ايجاب ائدن وقتلرده هر ايکی حکومتين نظامی قوه لری بير - بيرلرينه لازمی کمک ليق ائتمه ليديرلر٠

ماده ۵- تهران حکومتی ايله بير مذاکره لازم گليرسه، آذربايجان و کوردستان ملی حکومتلرينين هر ايکيسينين موافق نظری ايله عمله گلمه ليدير٠

ماده ۶- آذربايجان ملی حکومتی، آذربايجاندا ياشايان کوردلرين ملی ديل و مدنيتينين ترقی لری اوچون لازم گلن شرايطی، ممکن اولدوغو قدر ياراتماليدير. همچنين کوردستان ملی حکومتی، کوردستاندا ياشايان آذربايجانليلارين ملی ديل و مدنيتينين ترقی لری اوچون لازم گلن شرايطی، ممکن اولدوقجا ياراتماليدير٠

ماده ٧- آذربايجان و کورد خالقلارينين تاريخی دوستلوق و ملی دموکراتليق قارداشليغينی پوزماق و يا لکه دار ائتمه يه چاليشان شخص، هر ايکی طرفين مشترک اقداماتی ايله جزالاناجاقدير٠

قرارداد تبريز شهرينده، آذربايجان ملی مجلسی بيناسيندا ۱۳۲۵- جی ايل، ارديبهشت آينين اوچونده، آذربايجان ملی حکومتينين باشچيسی سيد جعفر پيشه وری و کوردستان ملی حکومتينين باشچيسی قاضی محمد طرفيندن امضالانميشدير٠

قراردادين مذاکره و امضالانما مراسمينده، آذربايجان ملی مجلسينين نماينده لريندن علاوه، آذربايجان و کوردستان دموکرات فرقه لرينين مرکزی کميته عضولری، دولت خادملری و کورد طايفا باشچيلاريندان بير عده سی اشتراک ائتميشلر٠

1 Comments:

At 7:32 AM, Blogger yashar said...

ادعاهای پوچ ارضی کردها

دولت های استعمارگر غربی و روسيه ٫در بيش از از ۲ قرن اخير ٫برای ايجاد پايگاهی برای خود در خاک آذربايجان فعال بوده اند. روسها در نهايت موفق به آفريدن کشور کذائی ارمنستان در غرب آذربايجان شدند، ولی تلاش غربی ها برای ايجاد کشور آشورستان در غرب درياچه اورميه در سال ۱۹۱۸ ، به علت آگاهی ترکها و دخالت اردوی قهرمان عثمانی با شکست مواجه شد. برای ايجاد آشورستان نزديک به ۳۰۰هزار ترک آذری ، بدست ارمنيها و آشوری ها قتل و عام شدند.»
اين شکست باعث شد که دول استعمارگر غربی تاکتيک خود را عوض کرده و بر روی کردها٫که تا اوايل قرن بيستم فاقد هويت مشخصی بودند٫ سرمايه گذاری کنند. آنها برنامه های وسيع و درازمدتی را برای سازماندهی ، هويت بخشی و تقويت ايلات بدوی کرد تهيه کردند. آنها قبايل مختلف کوه نشين را که حتی دارای زبان مشترکی نبودند، در ترکيب قومی به اسم "کرد" سازمان دهی وبا خرج ميليونها دلار، وبا تبليغات وسيع در تقويت هويت آنها و ايجاد شعور ملی کردی در آنها تلاش کردند . هدف آنها ايجاد پايگاهی برای خود(کردستان خيالی) در قسمتهای غربی آذربايجان بود تا ارتباط خاکی ترکيه(رقيب و دشمن تاريخی غربيان) با جهان ترک قطع کنند. برای رسيدن به هدف خود، بعد از جنگ جهانی اول، شرايط مهاجرت سازمان شده کردها را از شمال عراق و سوريه ، که درآنزمان تحت کنترل مستقيم انگليس بودند، را به آذربايجان فراهم کردند. در ايران نيز ،رضا پالانی،دست نشانده آنگليس، کردهای مهاجر را در مناطقی که انگليس انتخاب کرده بود( مناطق کوهستانی نوار مرزی با ترکيه) ،سکونت داد. مرحله بعدی نقشه انگليس ، برهم زدن ترکيب جمعيتی منطقه به نفع کردهای مهاجر و تقويت بنيه مالی کردها ( تا بتوانند به شهرهای آذربايجان نفوذ کنند) بود . برای رسيدن به آن ٫ توصيه هایی به احزاب عشيره ای کردها شد ، تا بين کردها تبليغ کنند که هر چه بيشتر زادولد کنند تا جمعيت شان بيشتر شود، لذا هيچ قومی در دنيا در ۸۰ سال اخيربه اندازه کردها افزايش جمعيت نداشته است. برای تقويت بنيه مالی کردها ، رژيم دست نشانده فارس در ايران ، دست کردها را در قاچاق آزاد گذاشت و کردها از راه قاچاق به ثروت رسيده و از ۵۰ سال پيش به اينور، شروع به مهاجرت از کوههای مرزی به شهرهای آذربايجان کردند.
و حالا به سفارش اربابانشان ، شروع به ادعاهای ارضی در آذربايجان کرده و در نقشه های خيالی خود، مناطق ترکان آذری را به عنوان کردستان معرفی ميکنند .استعمارگران غربي تا حالا در پيشبرد نقشه ای که ۹۰ سال پيش کشيدند، به علت بی توجهی و دراسارت بودن ترکهای آذربايجان موفق شده اند، و اگر ملت آذربايجان آگاهانه عمل نکند و اين خطر را جدی نگيرد، در آينده عواقب خطرناکی دامن آذربايجان را خواهد گرفت.
آنچه که احزاب کرد در سايت هايشان، در باره اسكان تركها در اورميه نوشته اند، محصول خيال بافندگى است٫ آنهم خيال نژادپرستانه و شونيسم قومى وارداتى كردى پ.ك.ك. و به همان اندازه جدى و قابل اعتناست كه بافندگيهاى متفقين اولترا راست نژادپرست و شونيست فارسستان در باره آريايى بودن آذربايجان و آذرى بودن تركهاى ايران . كافى است كه کردها زندگانى حسام الدين چلبى اورموى (اخى ترك)‌ كه مولانا مثنوى را به خواست وى بنگارش در آورد را مطالعه كنند تا در اين مورد چيزهايى ياد بگيرند. اگر شاه عباس دو سه قبيله بدوی کرد را از کوههای جنوبی سويوق بولاخ(مهاباد) به خراسان برد و يک طايفه از افشارها را جای گزين آنها کرد ، ربطی به ترکيب جمعيتی شهرهای هميشه ترکنشين اورمی،مهاباد و ... ندارد. اولا که کردها هيچوقت ،تا ۱۰۰ سال پيش شهرنشين نبودند و بصورت ايلات بدوی در کوههای کردستان امروزی و کوههای جنوب آذربايجان زندگی ميکردند و در هيچ شهری حتی در سنندج و مهاباد نمی توانند اثری را نشان دهند که وجود تاريخی خود در آنجاها را اثبات کنند. در زمان کوچ دادن طايفه ای از افشار به منطقه اورميه ، شهرهای اورمی،و... هزاران سال ترکنشين بوده و اثری از کردها در آنجا نبود. در سال ۱۹۴۵ در اورميه کردی نبود و ۲۰% کردی که امروز در اورميه زندگی ميکنند، قاچاقچيان مرزنشينی هستند که اکثرأ در ۲۵ سال اخير درآنجا مسکون شده اند.
امروزه چهار جنبش نژادپرست و فاشيستى قوميت گرا با اسكان مهاجرين و فرارى دادن بوميان ترك سعى در تغيير بافت جمعيتى و ملى سرزمين آذربايجان از چهار طرف دارد: شونيسم ارمنى از شمال شونيسم فارس از جنوب (در مناطق ترك نشين استانهاى تهران٫ قم٫ مركزى)٫ تات-تالش در مناطق ترك نشين گيلان٫ زنجان و قزوين و شونيسم كرد در مناطق كردنشين استانهاى آذربايجان غربى و همدان٫ البته کردها مختارند که کنترل شهرهای کردنشين سويوق بولاخ، سردشت و.. بدست داشته باشند،اين مساله آنهاست (البته مناطق كردنشين استان آذربايجان غربى تنها در صورتى و به شرطى- آنهم در ايرانى آزاد و دمكراتيك نه تحت حامكيت بنيادگرايان فارس متحد فاشيسم كردى- میتواند تحت كنترل ادارى كردها قرار گيرد كه قبلا مناطق ترك نشين استانهاى كردستان و كرمانشاهان، که تاريخأ تکه ای از آذربايجان هستند، تحت كنترل ادارى تركها-آذربايجان قرار گيرد)
اما اينكه طوائف بدوى كرد مانند هميشه با اتفاق و همكارى با دولتهاى اشغالگر ارمنستان و دولت فاشيست و بنيادگراى فارس تهران و نوكرى و مزدورى دول استعمارى آمريكا و انگليس و ....با زمينه سازى و ايجاد رعب و وحشت و ناامنى و ....در خيال خام تصاحب خاك ترك نشين و سرزمين آذربايجان در استانهاى آذربايجانى آذربايجان غربى و همدان باشند كوچكترين ربطى به مبارزه براى احقاق حقوق ملى کرد ها ندارد٫ اين نژادپرستى٫ توسعه طلبى و شونيسم٫ آلت دست دول فاشيستى منطقه و استعمارگران اروپايى بودن است. جنبش كردى در منطقه هميشه حركتى آلت دست بيگانه و خودفروش بوده است٫ در سلطه قوميتگرايى افزون خواه بدوى و در هم تنيده با شبكه هاى مافيايى و مسلح جنايى تبديل شده است که با همکاری باند رفسنجانی کل قاچاق مواد مخدر منطقه را در دست دارند. طبق گزارش سازمان ملل، درآمد سالانه پ.ک.ک. از قاچاق مواد مخدر ۱۳ ميليارد دلار است و اين پول ها با کمک باند رفسنجانی ،در بانک های قرض الحسنه ايران پولشوئی شده و بعد با آن املاک آذربايجانی های فقير را خريده و به خيال خودشان راه را برای ايجاد کردستان بزرگ کذايی در خاک مقدس آذربايجان مهيا ميکنند.
بعضی از کرد ها ،مثل کردهای فعال در حزب مشارکت،مثل رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی ٫برای رسيدن به رويای کردستان بزرگ، در پشت پرده ايراندوستی، با آذربايجان و ترك آذري دشمني ميكنند.آنها بهمراه شوينيسم فارس از جنايات داشناك هاي ارمني در آذربايجان شمالي دفاع كرده و وقيحانه به دروغ پراكني بر عليه آذري ها مشغول هستند..
البته كردها و ارمني ها در يك چيز به هم شبيه اند، هر دو طمع به خاك آذربايجان داشته ودر ۱۰۰ سال اخير، بارها در آذربايجان جنايت ها آفريده اند.
احزاب عشيره ای کرد كه براي تشكيل كردستان بزرگ در آرزوي تكرار جنايات ارمني ها( البته به دست کردان افراطی) در آذربايجان جنوبي هستند با ديدن جنبش بيداري مردم آذربايجان جنوبي به ترس و واهمه دچار شده اند ٬چون با بيداري تركان آذري تمام نقشه هاي كرد ها نقش بر آب شده٬ و حالا در همراهی با شوينيسم فارس، با پيش بردن اين تبليغات زشت خيال ميكنند كه بتوانند حركت بيداري تركان آذري را متوقف كنند.
كردها در تبليغات شان ، بيشرمانه قديميترين شهرهاي آذري( اورميه٬ خوی، تکاب،ماکو و..) را كرد معرفي ميكنند و با اين كارهايشان كه به مثابه اعلان جنگ به ترك هاي آذري است ، زمينه را براي ايجاد قاراباغي ديگر در آذربايجان جنوبي فراهم ميكنند، چيزی که آرزوی شوينيسم فارس ميباشد. به خاطر همين است كه احزاب کرد، از داشناك هاي ارمني دفاع ميكنند.
کردها بهتر است که چشم از سرزمينهاى ملى مليتهاى ديگر برداشته و به جاى ماشه طرحهاى دول استعمارى و بازيچه دولتهاى فاشيست ارمنستان و بنيادگراى فارس تهران شدن و اسارت در احساسات قوميت گرايى افراطى كردى، و پريشان انديشی هايى مانند كرد نشان دادن هر شهر و روستا و كوهى كه عده اى كرد در دهه هاى اخير در آنجا ساكن شده اند به مسائل خلق خودشان و شهرهاى كردنشين و...بپردازند.
اورميه و سولدوز و بهار و اسدآباد و قروه و سنقر و ..... كركوك نيست كه فاشيسم و تروريسم مزدور كردى با پشتگرمى اربابان امپريالسيتش بتواند آنرا٫ على رغم اينكه در خارج كردستان است٫ قلب كردستان بنامد و اشغال كند. خلق ترك يك وجب از خاك خويش را در مناطق ترك نشين شمال غرب كشور يعنى آذربايجان نه به فاشيسم بدوى كردى و نه به اربابان نژادپرست فارسشان نخواهد بخشيد كه هيچ ٫ همه مناطق ترك نشين استانهاى كردستان و كرمانشاهان فعلى نيز دير يا زود به بدنه آذربايجان ملحق خواهد شد.

 

Post a Comment

<< Home